بازرسي و نظارت براي سالم ماندن نظام از مهمترين امور در هر سازماني است. سازمان براي بقاي خود بايد از تغييرات محيطي آگاه شود و هماهنگي‏هاي لازم را با آنها به عمل آورد. وسيله اين آگاهي كنترل است. مفهوم كنترل و نظارت كنترل و نظارت فعاليتي است كه ضمن آن عمليات پيش‏بيني شده با عمليات انجام‏شده مقايسه مي‏شوند و در صورت وجود اختلاف و انحراف بين آنچه بايد باشد و آنچه هست، به رفع و اصلاح آنها اقدام مي‏شود. نظارت و كنترل همواره همراه هم مورد بررسي قرار گرفته‏اند. در نظام مديريتي اسلام كنترل و نظارت محدود به مدير نمي‏شود، بلكه بخش عمده‏اي را به ايمان و وجدان مردم واگذار مي‏نمايند. مراجع كنترل و نظارت از ديدگاه مديريت اسلامي 1. خدا؛ 2. وجدان؛ 3. نظارت همگاني مردم؛ 4. مدير. حضرت علي عليه‏السلام در بسياري از نامه‏هاي خويش خطاب به فرمانداران خود مي‏فرمايد: «حساب خود را براي من بفرست و بدان كه حسابرسي خداوند مهمتر از حسابرسي مردم است.» مراحل اساسي كنترل در سازمان 1. تعيين هدف و انتخاب موازيني براي ارزشيابي نتايج عمليات 2. مقايسه نتايج عمليات انجام‏يافته با هدفها و موازين پيش‏بيني شده 3. اقدام به منظور جلوگيري از وقوع يا تكرار انحرافات آثار نظارت و كنترل 1. ارتقاي عملكرد كاركنان؛ 2. بهبود كيفيت كار و خدمات؛ 3. كاهش تخلفات؛ 4. جلوگيري از سوءاستفاده‏هاي مالي. نظارت و كنترل از ديدگاه امام علي عليه‏السلام شيوه نظارتي كه امام علي عليه‏السلام به آن فرمان مي‏دهد شيوه‏اي غيرمستقيم و غيرعلني و مخفي است: «چشمهاي [ مخفي [بر كارگزاران و كاركنان بگمار، اعمال آنان را زير نظر داشته باش و بازرسان و مراقبان صادق و باوفا براي آنان معين كن». ويژگي‏هاي شيوه مخفي: 1. نقشي پيشگيري‏كننده از خلاف دارد؛ 2. گزارش‏كنندگان در محذورهاي شيوه مستقيم نيستند؛ 3. امكان مخفي كردن امور و ظاهرسازي وجود ندارد؛ 4. به سرعت مي‏توان جلوي كجي را گرفت. راه و رسم امير مؤمنان عليه‏السلام اميرمؤمنان در حسابرسي پس از مراقبت و بازرسي هيچ‏گونه ملاحظه‏اي روا نمي‏داشت. وي در نامه‏اي به عثمان بن حنيف كه در يك ميهماني شركت كرده بود نوشت آنچه در آن ميهماني خورده آيا حلال بوده يا شبهه‏ناك و اينكه به پيشواي خود تأسي كند و مراقب زندگي و رفتار خود باشد. ارزش‏يابي ارزشيابي كارگزارانه و فرق گذاشتن ميان نيك‏كرداران و بدكرداران از امور مهم در يك نظام اداري است. حضرت علي عليه‏السلام در عهدنامه‏اي به مالك اشتر نوشت: «مبادا كه نكوكار و بدكردار در نزدت يكسان باشند، كه آن رغبت نكوكار را به نيكي كم كند و بدكردار را به بدي وادار نمايد.» و امير مؤمنان عليه‏السلام به مالك اشتر سفارش مي‏كند در ارزشيابي خود معيارش عملكرد اشخاص باشد، نه حسب و نسب: «مبادا بزرگي كسي موجب شود كه رنج اندك او را بزرگ شماري و مبادا پاييني رتبه كسي سبب شود كه كوشش سترگ وي را خوار به حساب آري». از ديگر معيارهاي مهم در ارزشيابي مديران و مسؤولان، نظرخواهي از مردم و افراد تحت سرپرستي آنان است و امير مؤمنان عليه‏السلام اين معيار را در نظر داشتند، چنان‏چه وقتي دهقانان‏فارس و بحرين كه غيرمسلمان بودند از رفتار و نوع سرپرستي عمرو بن سلمه ارحبي شكوه كردند، آن حضرت براساس نظر و قضاوت ايشان به كارگزار خويش توصيه‏هايي نمود. تشويق و تنبيه، قدرداني و مجازات از مهمترين مختصات يك نظام اداري سامان داشتن نظام تشويق و تنبيه است و امير مؤمنان در اين رابطه به مالك اشتر مي‏فرمايد كه رنج كساني را كه كوشش كرده‏اند بر زبان آرد؛ چراكه اين امر دليران را بيشتر برمي‏انگيزاند و از كارماندگان را به كوشش مايل مي‏گرداند و لذا خود حضرت، بنابر نقل ابن ابي‏الحديد معتزلي، پس از فراغت از جنگ جمل از انصار قدرداني فرمودند. هدف نظارت و كنترل از ديدگاه امير مؤمنان علي عليه‏السلام 1. زدودن بدي‏ها و رشد دادن خوبي‏ها «به وسيله خوبي با بدي بستيزيد»، «گنه‏كار را به وسيله پاداش دادن به نيكوكار تنبيه كن»؛ 2. بهبود رفتار كارگزاران و كاركنان؛ 3. ارتقاي بينش كارگزاران نسبت به كارگزاري. (اينكه كارگزاران مسؤوليت و مديريت خود را طعمه و شكاري به چنگ آمده ندانند)؛ 4. دقت و سرعت در كار. برخي وظايف كارگزاران در رفتار با مردمان 1. خود را به واقع خدمتگزار مردم دانستن؛ 2. مدارا با مردم؛ 3. پذيرا بودن در شنيدن انتقاد؛ 4. پرهيز از رفتار خلاف كرامت و حرمت؛ 5 . پرحوصله بودن و پرهيز از تأخير در انجام امور؛ 6. رعايت حقوق ارباب رجوع و پاسداري از عدالت؛ 7. رعايت مساوات و پرهيز از خلافكاري.