اگر این چند روز در شهر قم باشید یا حتی برای مسافرت هم که آمده باشید کاملا متوجه میشوید که فضای شهر متفاوت تر از همیشه است بخصوص اگر گذرتان به خیابان صفائیه بیفتد ،در حقیقت آمدن آقا تمرین و مانوری بود برای ظهور؛ آن موقع مردم چه میکنند ؟؟!!بگذریم خوب حضرت آقا چندین سخنرانی داشتند که هرکدامش در جای خود راهگشا و کلیدی است اما سخنان ایشان در جمع جامعه مدرسین حوزه لااقل برای مایی که از دور دستی بر آتش در حوزه رسانه داریم جالب می نمود خلاصه آنکه ظاهرا آقایان انتقاداتی به وضعیت فرهنگی من جمله صدا وسیما داشتند که آقا انتقاد را به حوزه وارد دانستند در حقیقت سمت و سوی جهت گیری های فرهنگی را متوجه حوزه کردن ،قبلا هم یکی دو بار گریزی به این بحث در جمع هنر مندان و سینما گران داشتند آنهم حضور روحانیت در بطن کار فرهنگی و نهادهای تاثیرگذار چون صدا وسیماست وتاکید داشند که این حضور صرفا به حضور فیزیکی و کلیشه ایی نباید تبدیل شود

حرف های آقا کاملا مغز دار است ببینید صدا وسیما در زمان تصدی گری آقای لاریجانی به سمت و سوی گسترش شبکه ها جهت دهی شد بدون اینکه فکری برای پرکردن آنتن کرده باشند بعد که شبکه ها راه اندازی شد ماندن با آنتن خالی لذا هجوم آوردند به سمت تولیداتی که راهبر محتوایی و سیاستگزاری کلان در آن نشده بود و در دوران آقای ضرغامی نیز بدین منول گذشت

آنچه که این وسط اتفاق افتاد داب کشاندن و نگهداشتن مخاطب در پای آنتن رسانه ملی بود تاشاید اقبال به ماهواری کم گردد اما اینجا نیز اتفاقی نیفتاد چرا ؟

به دلیل فقدان محتوای فاخر و عدم تربیت نیرو های انسانی دلسوزتازه آن محتوای فاخر نیز باید از دل همین نیرو های دلسوز بیرون بیاید .

حدود دوازده سال قبل جناب آقای لاریجانی دانشکده ایی را در قم تاسیس کرد به جهت همین کار، تربیت نیرو های دلسوز متخصص و متدین ؛فکر و ایده خوبی بود حال باید پرسید آیا این دانشکده که از طلاب سطح دوم یعنی کسانی که نه سال در حوزه بوده اند و با مبانی آشنا شده اند توانستند در جهت گیری سازمان نقش داشته باشند یانه ؟

اگر حوصله کنید با یک کالبد شکافی مختصر به نتیجه جالبی خواهید رسید ؛این دانشکده با راه اندازی رشته تهیه کنندگی توانست عده ایی از طلاب را آموزش دهد و گروهی نیز فارغ التحصیل شدند و در بدنه سازمان مشغول شدند ولی آن اتفاقی که منتظرش بودیم نیفتاد چرا ؟

چند دلیل داشت ؟

1. از خروجی هایی دانشکده در این رشته دانش آموختگان قوی نیز بیرون امد ولی به دلیل ذوب شدن در بدنه سازمان عملا نتوانستند تاثیر قابل توجهی بگذارند به دیگر سخن آنان را فرستادن در مراکز مختلف و نیرویی که میتوانست در مرکز فکری و سیاستگذاری باشد در حاشیه قرار گرفت

2. عدم اختصاص هزینه برای تجربه کردن این گروه ،ببینید اگر مهران مدیری کارگردان شد میلیون هاتومان از بودجه بیت المال هزینه شد تا او این تجربه را به دست آورد بله منکر استعداد ذاتی نمی شویم ولی آن اعتمادی که به مدیری شد تا تجربه کند در اختیار این دوستان طلبه قرار نگرفت

3. فرصت کم برای آشنایی با راه وچاه مسیر رسانه؛ عموما طلاب از سطح دو وارددانشکده میشوند بدون داشتن هیچ پیش نیازی بنابراین این مدت کوتاه 5ترم بیشتر به مباحث نظری پرداخته میشود تا مباحث عملی

4. عدم وجود حمایت از سوی مرکز مدیریت حوزه ؛ طلابی که وارد این عرصه میشوند عموما یک ترس و واهمه ایی دارند که نکند مرکز مدیریت بفهمد و پروند آنان غیر فعال گردد حال با این نگرش چه توقعی است برای حمایتاز آنان وجود دارد

5. عدم تربیت نیروهای انسانی برای کار دستجمعی و تشکیلاتی

و مواردی دیگر که بماند تا بعد

بنابراین سخن آقا برای حضور مواثر در سازمان نیازمند یک بازنگری جدی و جدید است ....میدانم مطلب ناقص است خورده نگیرید تکمیل میشود