ماجرا اينگونه آغاز مي شود، يك كارگردان سريال هاي دنباله دار، در حال روايت و ساخت مجموعه اي از زندگي شخصي به نام ترومن است. ترومن فردي است كه از ابتدا در استوديو اين كارگردان به دنيا آمده و در حال زندگي است تا اينكه متوجه ساختگي بودن فضاي استوديو مي شود. در اينجا ادامه فيلم، داستان درگيري ترومني است كه قصد دارد از استوديو خارج شود با كارگرداني كه در حال ساختن فيلم زندگي اوست. 

 

نمایش یا یک نمایش کاذب، دروغ یا واقعیت، حقیقتاً یا مجاز، سوالی است که ترومن در انتهای فیلم از کارگردان داستان زندگی خودش می پرسد. ازخدای ناظر بر رفتارش، سوالی که در تمام داستان، مخاطبی که با ترومن همزاد پنداری می کند از خود می‎پرسد.

ترومن شو(Troman's show)، داستان زندگی فردی از ابتدای زندگی اش تا لحظه‎اي است که با تلاش به حقیقت می رسدو سعی می کند در سی سالگی از گستره‎ی باور ناکردنی ولی ممکن حقیقتی سخت فرار کند.

داستان زندگی انسان در قرن بیستم است ؛ قرونی که تکنولوژی، سلطه نفوذ ناپذیر خود را به مثابه‎ی خدای قادر بر تمام زندگی انسان گسترش می‎دهد و انسان گاه در لحظاتی چاره ای جز مبارزه ندارد. علیرغم آنکه متوجه می شود همه چیز یک بازی است، خشمگین نمی شود بلکه او نیز مانند ترومن روی خود را به دوربین‎ها می کند،‏‏‎ٌْ‎ آنهارا فریب می دهد و تلاش می کند تا فرار کند. درنهایت روبه همه تماشاچیان، از حضور بیشتر در صحنه خداحافظی می کند ولی با چند جلمه کوتاه؛

صبح، ظهر و شام شما بخیر.

 ترومن رفت تا وارد دنیای حقیقی شود، شاید بهتر است بگویيم ترومن رفت تا وارد دنیای واقعی شود- ولی نه. هیچ کدام را نمی توان بکار برد. مگر ترومن در دنیای استودیویی یک واقعیت و تنها حقیقت غیر مجازی نبود، آنگاه که کارگردان به او می گوید حقیقت تو هستی!

نمایش ترومن فارغ از بحثهای تکنیکی آن، با یک بازی تمام عیار مفهومی، ذهنیت خلاق مخاطب را بدست می گیرد و به تولید وا می دارد. ولی نه در هیچ راستایی جز آن چه کارگردان می خواهد. درست مانند بلایی که سر ترومن در فیلم نامه می‎آید .اما ترومن متوجه جبر و اختیار خود نیست. حتی نمی داند با چه اختیاری تا صحنه‎ی خروج، دریای ساختگی را طی کرده است.

ترومن خداحافظی می کند، ترومن در دریاست؛ کارگردان او را سوار بر کشتی مریم ناجی کرده است.

 ترومن غیب شده ؛ داستان پخش تلویزیونی قطع می شود. ترومن کارگردان را فریفیه است، ترومن به زندگی روزمره باز میگردد. او متوجه چیزهایی شده که نباید می شد، ترومن تلاش می کند خداحافظی کند.

سالها دوربیها او را، احساساتش را، معاشقه اش را و لحظات خلوت اش را، سخن گفتنش را و هر چیزی را که در صحنه های خصوصی و حوزه های عمومی برایش رخ میداد، برای جهان، نمایش می داد.

رسانه روایتگر ناظر بر جهان اوست، و کارگردان راوی.

این فیلم كه براساس تفكرات مذهبی ساخته شده؛ اینکه تمام کارهای ما نظارت می شود و باید روزی در مقابل آن جوابی بیابیم! در عین حال حاوی انتقادات پست مدرن و یا انتقاداتی نظیر انتقادات فرانکفورتی بر جهان کنونی است؛

در نقطه‎ای که کارگردان (كارگردان زندگي ترومن در فيلم) و ترومن با هم درگیر می شوند، کارگردان اصلی تیر خلاص را رها می کند؛ با تصوير گارگردانان(ارباب يا رسانه ها ) به انتقاد از جامعه تكنولوژيكي مي پردازد ، به خود جسارت می دهد بگويد:سلطه از دوره جنینی تا زمانی که فرد می ميرد با زیر پا گذاشتن تمامی معیارهای اخلاقی، حوزه خصوصی وحتي خصوصی ترین لحظات زندگی اش  را برای افراد متعدد نقل مي کند و مخاطبان توده ای و منفعل که به همزاد پنداری مزورانه ای با فیلم کشیده می‎شوند برای خودشان دلسوزی مي کنند. بدون آنکه بدانند این ماجرا بر سر خود آنها نیز می آید؛

در صحنه، صحنه ای که مخاطبان ترومن نقش یک مخاطب غیر آگاه و جستجو گر را ايفا می کنند که به بازی تکنولوژی خرسند شده است، اين بازي در حال وقوع است .

گرچه چند لایه بودن فیلم، قضاوت را سخت تر از آن می کند که بتوان نگاشت ولی نباید فراموش کرد، اراده آزاد و مختار آدمی می تواند برای لحظاتی هم كه شده، سقف آسمان را پاره کند، و از پلکان ساختگی بالا رود و با پوزخندی مسخره پایش رااز تمامی بازی کنار کشد.

کارگردان با به تصویر کشیدن پشت صحنه و روی صحنه ی یک فرد در صدد است تا مسئله جبرو اختیار را در فضای داستان مطرح کند.

فضای اعجاب انگیز کارگردانی سه گانه، كه در این فیلم، قدرت خود را در دستان ترومن ومخاطب، کارگردان سریال و کارگردان اصلی فیلم قرارمي دهد حکایت از آن می کند؛ این انسان است که بدون هيچ پيش شرطي، تصمیمش را بر همه چیز احاطه میدهد.

همه ی ما اگر در سیطره یک خدا- در معنای سنتی- نباشیم، تحت نظارت چیز دیگری هستیم که آن را تکنولوژی نام نهاده اند. ترومن سنبل قرباني تکنولوژی است.

بن مایه هاي  فلسفی اين انتقاد در تعامل با سوژه‎ی مدرن یعنی انسان دانا، یا به مفهوم هایدگری آن در چالش با دازاین ، به یک بودگی فراتاریخی دست مي یابد؛ «آزادی»

هر چند تبار شناسی این سمبل (ترومن)، از حاکمیت مطلقی سخن به میان می آورد، اما ترومن با بسط تجربه معنوی آزادی فرد، تمای حصارها را می شکند واين شكانندگي نیز بعد از آگاهی به مجازي بودن شرایط است و نه اسیر بودن خویش . بي گمان، قضاوت نهایی هر مخاطب، یک همنوایی محزون و صد البته منتهی به شادی برای ترومن است اما سوالی که از آسمان کاذب ، ترومن را نشانه گرفته (سخن از واقعیت) ، تمام پنداره های مرئی و نامرئی را در هم می شكند و با ارائه پس تصویری سیاه از بیرون در، هنگام خروج ترومن از صحنه زیبا، نهایت زندگی ترومن را به دست کارگردان ثالث، یعنی ذهن خلاق مخاطب، می دهد. مخاطبی که درطول فیلم مورد حمله تکنیک های فیلم برداری بوده است.

 این فیلم دارای ساختاری است چند لایه که مخاطب را در مرحله اول با کارگردان ترومن شو درگير مي كند، در مرحله دوم، مخاطب و ترومن، سوم، ترومن و کارگردان سریال،چهارم، کارگردان فیلم و سریال با هم و در نهایت کارگردان و مخاطب را با هم درگیر می کند. و همه‎ی اینها به مدد تکنیک های فیلم برداری ممكن مي شود.

فضایی به نام دکور

معمولاً رسم بر این بوده است که در فیلم های سینمای، دکور صحنه به صورت کاملاً طبیعی ساخته شود. اما در این فیلم علی رغم حضور سه دکور متفاوت، هیچکدام شباهتی به فضای طبیعی ندارند؛ جنس خانه ها، خیابان بندی، پیاده روها، فضای دانای کلی کارگردان سریال و استودیوی فیلم برداری وی و لحظاتی که دوربینی از قید کارگردان سریال، خارج می شود و خود، موضوع مصاحبه می شود، در این سه صحنه، دکور آشکارا مصنوعی است.

هر چند که ترومن هم در انتها خواهد فهمید و به مخاطب هم خواهد گفت، اما به نظر می رسد بهترین دکور برای امکان پذیر کردن درک و باور فیلم،استفاده از ماکت صحنه پردازی مصنوعی است. چنان که در خود فیلم، لحظه اي  در کنار دریا هنگام معاشقه ترومن با دخترکی که عکس وی را ساخته بود، ترومن مورد خطاب قرار می گیرد (از طرف دختر) که حتی خاک اینجا هم تقلبی و ساختگی است. همان فضای ساختگی كه کارگردان سریال برای ترومن به وجود آورده، کارگردان برای کارگردان سریال، به وجود آورده، با این تفاوت که از آنجایی که ترومن هیچگاه از فضای استودیو بیرون نیامده پس نمی تواند متوجه ساختگی شدن فضا شود. پس فضاسازی برای کارگردان سریال چندان دور از واقعیت نیست کما اینکه در یک استودیو- که مقر خداگونه ای به کارگردان اختصاص داده میشود-استفاده از انواع لوازم الکترونیکی، تلویزیون های بزرگ و ردیف هایي از تلویزیون های کوچک، به نوعی«اقتدار کاذب» را به بیننده القا مي كند؛ بالاخره آیا این کارگردان می تواند از فعل ترومن جلوگیری کند یا فقط و فقط بر او نظارت دارد؟!

در پاسخ به این سئوال است که باید گفت: هر چند طراحی فضای صحنه و حرکت دوربین و زاویه های متعدد آن، نظارت بر اعمال ترومن را نشان می دهند، اما کارگردان نمی تواند هیچگاه ترومن را کنترل کند .

به دلیل نظارت و حمله دوربینی به حوزه خصوصی وی این احساس القا می شود که ترومن کنترل می شود .البته این احساس زمانی تشدید می شود که گهگاه ترومن با درک ساختگی بودن ساخت کلی حوادث و مکانهای فیلم، درصدد طغیان است اما کارگردان مانع این مهم می‎شود.

با تمام ساختگی بودن شرایطی که دکور عمداً آن را اینگونه به نمایش می‎گذارد، حضور مخاطبین درخود فیلم، همذات پنداری که با ترومن می شده را به مخاطبین درون فیلم انتقال داده و ما رابه عنوان مخاطبين بيرون از ماجرا، در جایگاه خود که بايد  یک ناظر و فقط یک ناظر باشيم ـ ونه مخاطب همذات گراي ترومن ـ وا می‎دارد. ما در مقابل حوادثی که برای ترومن اتفاق می افتد یک ناظر بی قدرت هستیم که تنها می توانیم گاهی اوقات در اثر ناخودآگاه، با قدرت کارگردان اصلی فیلم همنوا شویم!

رنگها و نور پردازی در ترومن شو Troman Show

پردازش رنگها دراین فیلم القاء کننده حادثه

و هیجانی خاص است. به عنوان مثال در صحنه‎ای که موضوع نقد ماست؛

ترومن بعد از حمله به همسرش با دوست خود می نشسته و مشغول صحبت مي شود كه پدر ترومن بعد از سال ها غيبت ، وارد صحنه می شود و با ترومن هماغوشی می کند.

استفاده از رنگ های پرتضاد در زمینه رنگی که شب در پس زمینه سیاه تولید می کند و نوری کاملاً سفید كه در صورت ترومن و دوستش وجود دارد، تقابل رنگ سیاه و سفید- نه به صورت ملایم -علاوه بر مهیا کردن یک شرایط کاملا رمانتیک برای اعتراف های یک دوست به دوست دیگر، این تاثیر را القامي كند كه مخاطب در مقابل صحنه‎ی بعدی مقاومت نمي کند، در حالی که زمینه سیاه پشت سر ترومن به پس زمینه تصویر پدر منتهی می شود، راه پل کاملا نورانی و صحنه اطراف بخارآلود است و فضایی آبی رنگ که پدر را احاطه کرده، حاله‎های قداست، معنویت و پایان انتظار را در مخاطب به وجود می آورد و دوربين از جسمي سياه (پدر ترومن) که در حال نزدیک شدن به دوربین است می خواهد قدم‎هایش راسریع تر بردارد که در این لحظه تغییر زاویه دوربین،  نمايي از اندام کاملا شفاف پدررا نشان می دهد تا صحنه به هم رسيدن پدر و پسر جاودان شود. حرکت دوربین از سمت بالا البته به این امر کمکی دو چندان می کند. رنگهای آبی و سیاه و سفید (زرد) ، جنبشی موزون از لحظه پیوند را و نیز به سر آمدن انتظار را در خاطر تداعی می کند.

نماها، زاویه دوربین، حرکت

عنصر اصلی و مقوم فیلم درنمایش ترومن، روایتگری است که خود را در قالب دوربین به رخ مخاطب می کشند. اصالت تصویر برداری و تکنیک فیلم برداری در جای جای فیلم نمودي است از دانایی و توانایی کارگردان.

صحنه ای که در قسمت رنگ توضیح داده شد در این جا نیز تحلیل خواهد شد. دوربین از کنار کمی پایین تر از سطح چشم و به صورت سربالا دو دوست رانمایش می دهد. حرکت از صورت یک شخص به صورت شخص دیگر علاوه بر تکلم، تعقیب شدن مکالمه را نشان مي دهد. آنگاه فاصله گرفتن دوربین از سمت بالا و عقب رفتن دوربین فضای اطراف را شرح می دهد؛ سیطره شب را. علاوه بر اين، به معرفی حالت گفتگویی نيز می پردازد که ممکن است رخ بدهد. سپس یک نمای دور و یک نمای بسیار دور از صحنه، زمینه رجعت دوربین به صحنه، با حادثه‎ای دیگر می شود. یک نمای دور با حرکت روبه جلو، از لحظه ورود پدرـ آنچنان که دوربین در حال حرکت است ـ و نمای دور و نمای کامل صورت ترومن نشان داده می شود.

سخن از رو به رویی میرود. نحوه ی حرکت دوربین که همراه با زوم رو به جلو است تا هنگامی که زاویه دوربین به کنار پل منتقل نشده در حال معرفی یک تازه وارد است.

در صحنه ای که پدر و پسر در آغوش هم می روند دوربین از زیر صحنه را به نمایش می کشند. بزرگی و احساس برانگیزی این حادثه، آنگاه در حرکت دوربین کامل می شود که دوربین با یک فرود کامل از بالا، نمای بسیار درشتی از صورت ترومن رانشان می‎دهد. اما آنچه باید در نظر داشت آن است که چند فیلم برداری در این صحنه‎ها می‎شود. فیلمی که کارگردان سریال بر می دارد و فیلمی که کارگردان اصلی از صحنه‎ها می گیرد. گاهي این دو با هم منطبق می شوند ولی باید دقت کرد دوربین در ترومن Troman Show ـ که خود جزئی از فیلم است ـ گاهي دارای حرکت های فوق العاده محسوسی است و تنظیم های آن نشان می دهد این قسمت در حال کنترل شدن است. مثلاَ هنگامی که ترومن در حال فرار کردن است.

زوم های ناگهانی و نمای نزدیک گرفتن از ترومن، بسیار محسوس است و در همه حال کنترل شدن ترومن را نشان می دهد.

 زاویه ها نیز خصوصیتی دیگر دارند و آن نیز به روایت دیگری از کنترل بر میگردد. فیلم برداری از کنار گوش ترومن، از زیر پاهایش، از درون دستگاه مداد تراش میز کارش، از درون ضبط رادیو و حتی آینه دستشویی و... که در همه این حالات گویا دوربین هم مشارکت می کند.

حرکت دوربین در این حالات، کاملاً تعرض و دست کاری شدن را در جریان یک زندگی خصوصی نمایش می دهد. هنگامی که ترومن درحال چینش عکس هایی است که جمع آوری کرده را در نظر بگيريم، دوربین از بالای سر در حال زوم به روی عکس هاست.

یا زاویه های متعدد دوربین در کتابخانه از بالا و پایین و سطوح متفاوت علاوه بر معرفی دوربینی کارگردان اصلی، کارگردان سریال را نیز لو می دهد . هر چند که بصورت بسیار ظریف دوربین کارگردان اصلی محو می شود!

اما در فضای معاشقه ای که کنار دریا ترومن به وجود می آوردـ در ثانیه ای بعداز حضور در کتابخانه ـ نمای کامل از صورت است که دوباره مشارکت تعهدی و دخالت در حوزه خصوصی محسوب می شود.

نمای های بسیار دور از شهر علاوه بر ساختگی بودن فضا، تسلط و کنترل کامل را می‎رساند، مانند زماني که دوربین از کنار دریایی که ترومن شب را در آن امن می‎گذراند، به سمت ماه می رود و كلوزآپ صورت كارگردان در قرص ماه آنشه مي شود، تسلط به خود و احساس امنیتی که ترومن احساس می کند، به سخره گرفته مي شود . در حرکات دوربين، حسي از نظارت  نهفته است كه ترس از ناظر را انتقال مي دهد. 

حتي هنگامی که کارگردان نیز نمایش داده می شود، نورپردازی با مایه روشن، فضای خنثی و بدون هیچ احساس خاصی را نمايش مي دهد.

رسانه کار می کند ترومن می خوابد.

مخاطبان می خوابند و رسانه ها کار می کنند.

«نمایش ترومن خود زندگی است»


نوشتن یک نتیجه گیری برای آنچه شرح داده شد بسیار سخت و دشواراست؛ گذار از دیالوگ در فیلم و نیز وانهادن تمامی معناهایی که ممکن بود از دیالوگ های بسیار قوی نصیب مخاطب گردد یک ریسک بزرگ برای فيلم است. علاوه بر آن یک تعریف جدید از سینماست، سینمایی که نمایش ترومن Troman Show بسیار ماهرانه آن را ترسیم کرد.

انعطاف  دوربین و تسلط کارگردان، هدایتگر مضامیني بود که هزار دیالوگ، نمی‎توانست جای آن را بگیرد. چنانكه نظارت و فاجعه کنترل حواس و اثر روانی دپارتمان های شیشه اي، باید حس شود تا درک شود و گرنه شنیدن و خواندن نمی‎تواند اثر لازم را بر جای نهد