سكولاریسم و روششناسیهای غالب در تحقیقات رسانههای جمعی
روششناسیهای غالب در علوم انسانی و از جمله مطالعات ارتباطی و رسانهای بر مبنای یك تقسیمبندی عبارتند از:
الف) روششناسی اثباتی؛
ب) روششناسی تفسیری؛
ج) روش شناسی انتقادی.
ماهیت این روششناسیها در پاسخ به پرسشهای بنیادین زیر تبیین میشود:
1. ماهیت واقعیت چیست؟
2. ماهیت انسان چیست؟
3. ماهیت علم چیست؟
4. هدف تحقیقات علمی چیست؟
پاسخ هر یك از این روششناسیها به پرسشهای بالا نشانگر مبانی سكولاریستی آنهاست؛ چنانچه دنیامداری، انسانمداری، عقلمداریِ منفعتطلبانه، علممداری، سودمداری را از جمله شاخصههای سكولاریسم در مبانی فلسفی آن بدانیم، درمییابیم كه این روششناسیها بنیانهایی سكولار داشته و محققان ما را كه بیمحابا نظریهها و روشهای تحقیقی خود را از آنها اقتباس میكنند به مقصدی دور از اهداف دینی و اسلامی نخستینشان رهنمون خواهند شد.
جهانبینی اسلامیِ مبتنی بر خدامداری، دینمداری، آخرتگرایی و تكامل همۀ ابعاد معنوی و فیزیكی بشر، پاسخهای متفاوتی به پرسشهای مذكور داشته و با پیش فرضهای دیگری آدمی را به مطالعه و سیر در آفاق و انفس تشویق مینماید. از این رو روششناسیهای متداول در تحقیقات علوم انسانی نمیتوانند برای محققان دینمدار دستاوردهای مطلوبی به ارمغان آورند.
حوزۀ تحقیقات رسانههای جمعی به عنوان یكی از شاخههای علوم انسانی ـ اجتماعی، امروزه با روششناسیهای متداول و با تكیه بر تئوریها و روشهای برخاسته از پیشفرضهای سكولارِ آنها مطالعات خود را سامان بخشیده است. محققان ایرانی نیز با وجود پیشفرضهای متفاوتی كه برای تحقیقات رسانهای خود دارند ناچار به بهرهگیری از آن روششناسیها هستند.
این نوشتار با پرداختن به ابعاد محوری موضوع و بررسی تطبیقی روششناسیها، به دنبال طرح این دغدغۀ اساسی است كه محققان مسلمان به ویژه در حوزۀ رسانههای جمعی باید برای مطالعات خود:
نخست آنكه نسبت به مختصات روششناسیهای غالب و تبعات علمی ـ سكولاریستی آنها هوشیار باشند
دوم آنكه برای تدوین و ارائۀ روششناسی اسلامی ـ كه مقدمات آن در مجامع علمیِ امروز كشورهای اسلامی و به ویژه ایران فراهم آمده است ـ تلاش خود را مضاعف نمایند.